1. بازگشت

    تاریخ درج : 1396/10/04
    موضوع : نقش كارآفرينان در توسعه
    خلاصه :

    نقش كارآفرينان در توسعه

    به دليل نقش و جايگاه ويژه كارآفرينان در روند توسعه و رشد اقتصادي، بسياري از دولتها در كشورهاي توسعه يافته و درحال توسعه تلاش مي كنند با حداكثر امكانات و بهره برداري از دستاوردهاي تحقيقاتي، شمار هر چه بيشتري از جامعه را كه داراي ويژگيهاي كارآفريني هستند به آموزش درجهت كارآفريني و فعاليتهاي كارآفرينانه تشويق و هدايت كنند

    كارآفرينان با مهارتي كه در تشخيص فرصتها و موقعيتها و ايجاد حركت درجهت توسعه اين موقعيتها دارند، پيشگامان حقيقي تغيير در اقتصاد و تحولات اجتماعي محسوب مي شوند. آنها تصديق مي كنند كه موفقيت و بقا در چشم اندازهاي برخواسته از فردا، نيازمند چالاكي، قوه ابتكار و خلاقيت است. علاوه بر اين كارآفريني به ريسك پذيري، نوآوري و كنش كارآفرينانه هم نياز دارد. براساس نظريات اقتصادي و تجارب حاصله در اقتصادهاي روبه رشد، كارآفرينان موتور محركه توسعه و رشد اقتصادي محسوب مي شوند و بالطبع اشتغالزايي يكي از رهاوردهاي مهم كارآفريني است

    متاسفانه در كشور ما و در چند برنامه اخير توسعه، توجه خاص به اين مهم نشده و حتي مي توان گفت كه اين مفهوم براي بسياري از دست اندركاران و افراد جامعه ناشناخته و غريب است. شـــايد به همين دليل تاكنون برنامه ريزي و بسترسازي مناسبي در حوزه هاي اقتصادي، جتماعي و نظام آموزشي كشور براي توسعه كارآفريني بويژه در دانشگاههاي كشور صورت نپذيرفته است.

     

    كارآفريني رقابت در كسب و كار را تقويت مي‌كند 

    فعاليت‌هاي جديد كارآفرينانه و يا آغاز مجدد يك كسب‌ و كار(حتي پس از انتقال يك واحد اقتصادي به مالك جديد) به افزايش بهره‌وري كمك قابل توجهي مي‌كند. اين فعاليت‌ها فشار را براي افزايش رقابت افزايش مي‌دهد و همچنين واحد‌هاي ديگر را وادار مي‌كنند كه يا كارايي خود را افزايش دهند و يا دست به ابداع بزنند. افزايش بهره‌وري و ابداع در واحد‌هاي شغلي چه در سازمان‌ها، توليد‌ات، خدمات و يا بازار توان رقابت يك اقتصاد به طور كلان را افزايش مي‌دهد. اين فرآيند به مصرف‌كنندگان امكان بهره‌گيري زياد با قدرت انتخاب بالا و قيمت‌هاي پايين را مي‌دهد.

    كارآفريني توانايي‌هاي انباشته فردي را آزاد مي‌كند.

      يك شغل تنها راهي براي انباشت پول و سرمايه نيست. معيار‌هاي ديگري نيز مانند امنيت، ميزان استقلال، تنوع كار‌ها و علايق نيز در يك كسب و كار مورد نظر است. سطح درآمدي بالاتر، افراد را به ارضاي نيازهاي بيشتري هدايت مي‌كند. نياز‌هايي مانند استقلال و اتكا به نفس نمونه‌هايي هستند كه با توسعه كارآفريني در افراد امكان بروز پيدا مي‌كنند. بر اساس تحقيقات انجام شده در ميان خانوار‌هاي كشور انگلستان افراد در كنار انگيز‌‌ه‌هاي مادي مانند پول و سمت، كارآفريني را راهي براي ارضاي برخي نياز‌هاي معنوي خود مانند آزادي، استقلال و كسب جنب و جوش در زندگي انتخاب مي‌كنند. در خور توجه است براي كساني كه نتوانسته‌اند شغل دلخواه خود را انتخاب كنند كارآفرين شدن ممكن است برخاسته از نياز‌هاي اقتصادي باشد. كارآفريني ممكن است فرصت يافتن موقعيت‌هاي شغلي بهتري را به آن‌ها بدهد. رضايت شغلي در ميان كارآفرينان در مقايسه با كارمندان به مراتب بيشتر است. بر اساس تحقيقات انجام شده در حدود 33 درصد افرادي كه شغل آزاد دارند و كارمندي ندارند و 45 درصد افرادي كه شغل آزاد دارند و كارمند نيز دارند از شغل خود رضايت دارند. اين در حالي است كه اين ميزان براي كارمندان در حدود 27 درصد است کارآفريني، مفهومي است که همواره همراه بشر بوده و به عنوان يک پديده نوين نقش موثري را در توسعه و پيشرفت اقتصادي کشورها يافته است، به‌طوري که در اقتصاد رقابتي و مبتني بر بازار امروزه داراي نقش کليدي است، از اين رو تضمين حيات و بقاء کشورها نيازمند نوآوري، ابداع و خلق محصولات و خدمات جديد مي‌باشد.

    از اين‌رو اقتصادد‌انان براي نخستين بار در نظريه‌هاي خود به تشريح کارآفرين و کارآفريني پرداختند. افزايش بي‌رويه جمعيت در قرن ?? و ?? و عدم ساماندهي مناسب آنها موج فزاينده بيکاري را در سرتاسر جهان به همراه داشت و تقريبا در اکثر جوامع، بيکاري به عنوان يکي از اصلي‌ترين بحرانها نمود پيدا کرد. در آن زمان با روشهاي مختلفي به مقابله با بيکاري و مديريت اين بحران پرداخته شد، آنچه حائز اهميت بود، اينکه همه در يک موضوع و آن هم توسعه کارآفريني به عنوان موتور رشد و توسعه اتفاق نظر داشتند. از اين رو دانشگاههاي بزرگ جهان، آموزش و تفکر کارآفريني را در اولويت برنامه خود قرار دادند و در نهايت اعلاميه‌اي در اين زمينه در اکتبر ???? زير نظر يونسکو در پاريس صادر شدکه توسعه مهارت و ابتکارهاي کارآفريني بايد در زمره آموزشهاي دانشگاهي قرار مي‌گرفت. علاوه بر آن، در کشورهاي در حال توسعه نيز سازمانهايي براي ترويج کارآفريني ايجاد شد و با توجه به پديده جهاني شدن، کارآفريني از نقطه‌اي به نقطه ديگر منتقل شد و به عنوان يک فرهنگ جهاني خودنمايي کرد                                              .‌

    آنچه مي‌توان در مورد جذابيت‌هاي کارآفريني نام برد، اينکه منجر به يک کسب و کار جديد مي‌گردد يعني مي‌توان آن را رضايت خاطر حاصل از پروژه‌اي پيچيده که مستلزم مداومت و پافشاري و خلاقيت قابل توجهي در به ثمر رساندن آن است،دانست .

    کارآفريني را مي‌توان شکل ويژه‌اي از نوآوري و خلاقيت بيان کرد که محدوديت به تاسيس يک کسب و کار جديد نيست زيرا مي‌توان آن را در کسب و کارهاي جا افتاده نيز يافت.

    دراين ميان نقش و اهميت خانواده به عنوان کانون انديشه نوگرايي، در ايجاد روحيه خلاقيت و نوآوري در افراد، گسترش روحيه کارآفريني و توسعه کسب و کار جديد در جامعه، انکارناپذير است. چرا که خانواده از نظر کمي و کيفي به پرورش روحيه و خلق ايده و کار در افراد مي‌پردازد. تحقق کارآفريني مستلزم توجه ويژه والدين به ابعاد و ساحتهاي حيات فردي فرزند از هنگام تولد تا زمان تکوين شخصيت اوست  .

    اگر والدين فرزند را به سمت و سويي ترغيب کنند تا ذهن خود را به صورتي منسجم سوق دهد، براي چنين فردي دستيابي به منابع اقتصادي ناشي از کار و تسخير فضاهاي جديد ارزش تلقي مي‌شود. چنين طرز تلقي از دنياي پيرامون ذهن فرد را نسبت به خلق ايده‌اي نو و استقلال اقتصادي و کسب موفقيت دگرگون مي‌سازد. خانواده مي‌تواند عنصر پويايي و تحرک را به ژرفاي وجود افراد تحت نفوذ و وابسته به خود تزريق کند، به شکلي که فرد و جامعه در محيطي هماهنگ به تعامل بپردازند و قالبهاي اجتماعي نوآورانه شکل گيرد. شايد اولين و مهمترين نظريه مربوط به زمينه‌هاي رواني کارآفرينان توسط ديويد مک‌کله‌لند در دهه ???? مطرح شد.

    او بيان مي‌کند: کارآفرينان افرادي هستند که نياز فراواني به موفقيت دارند و مخاطرات بالايي را مي‌پذيرند و چنين ريسکهايي آنان را به فعاليت مداوم تحريک مي‌کند. ايشان هميشه ريسک‌پذيرند. نيازي نيست که آنها هميشه مخترع باشند بلکه به سادگي مي‌توانند نياز ديگران را با ايده‌اي نو برطرف کنند. امروزه بيشتر مطالعات کارآفرينان مبني بر موردکاوي است و بسياري از اقتصاددانان و دانشمندان برجسته روي اين مسئله مطالعه کرده‌اند. به طور مثال شولتز کارآفريني را توانايي مقابله با عدم توازن مي‌داند و نه توانايي پرداختن به ابهامات.

    مالسينر معتقد است، ريسک‌پذيري، نقطه ثقل مفهوم کارآفريني است. لينگ و هربرت براي تعريفي از کارآفريني به يکپارچه سازي مفاهيمي چون ريسک، ابهام، نوآوري، درک و تغيير مي‌پردازند. آنان کارآفرين را به عنوان فردي تعريف مي‌کنند که متخصص پذيرفتن مسئوليت، اتخاذ تصميمات قانوني که بر محل، نوع واستفاده از کالاها و منابع يا نهادها تاثير مي‌گذارد، است

    درجستجوي تغيير است، نسبت به آن از خود واکنش نشان مي‌دهد و آن را يک فرصت و شانس مي‌داند. او در درجه اول مديريت کارآفريني را پاسخي به نوآوري، تمايل به تغيير را يک فرصت مي‌داند و دوم اينکه معتقد است معيارهاي سيستماتيک براي ارزيابي عملکرد يک شرکت به عنوان يک کارآفرين يا نوآور حياتي بوده و هدف از آن توسعه عملکرد است و سوم آنکه ساختار سازماني را مناسبترين فضا براي ايجاد فضاي کارآفريني مي‌داند.‌ 

    تاميسون نکته کليدي راجع به کارآفريني بيان مي‌کند که شامل متمايز کردن فرد کارآفرين از ديگران، بهره‌برداري و موضع‌يابي از فرصتها، يافتن منابع مورد نياز، ايجاد ارزش افزوده، شبکه‌سازي اجتماعي و مالي، دانش علمي داشتن، خلق سرمايه مالي، اجتماعي و هنري، داشتن مديريت ريسک، داشتن قاطعيت و اراده در مواجه با ناملايمات و دربرداشتن خلاقيت و نوآوري است.

    براساس تعاريف گوناگون از کارشناسان و نظريه‌پردازان مختلف مسائل اقتصادي و اشتغالي بر ضرورت توسعه کارآفريني تاکيد ويژه دارند و در عصر جهاني شدن نقش آن را در تحول اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي و... کشورها بسيار حائز اهميت مي‌دانند.‌

    دردنياي در حال تحول امروز، کاميابي از آن جوامع وسازمانهايي است که بين منابع کمياب و قابليتهاي مديريتي وکارآفريني منابع انساني خود رابطه معني داري برقرار سازد.   

    به عبارتي ديگرجامعه وسازماني مي تواند در مسير توسعه ،حرکت رو به جلو و با شتابي داشته باشد که با ايجاد بسترهاي لازم منابع انساني خود را به دانش و مهارت کارآفريني مولد تجهيز کند تا آنها با استفاده از اين توانمندي ارزشمند، ساير منابع جامعه و سازمان را به سوي ايجاد ارزش و حصول رشد وتوسعه، مديريت هدايت کنند

    امروزه که کار و فعاليت شکل تازه اي به خود گرفته است و به سوي خودکارفرمايي و خود اشتغالي در حرکت است .

    کار آفريني وکارآفرينان نقش کليدي در روند توسعه و پيشرفت اقتصادي جوامع مختلف ايفا مي کنند. تجارب کشورهايي مانند ژاپن، کره جنوبي، مالزي وهند آکنده از فعاليتهاي چشمگير کارآفريناني بوده است که امروز به توسعه يافتگي کشور خود مي بالند. بايد توجه داشت که کارآفرينان تنها به ايجاد فرصتهاي شغلي جديد نمي پردازند بلکه با ساختار ،تفکر، تحرک و فرهنگ لازم دست به تخريب خلاق مي زنند تا از دل ويرانه هاي کهن بناي رفيع آباداني و پيشرفت رابرافرازند . باتوجه به نقش و اهميت کارآفريني و سابقه درخشان کارآفرينا ن در توسعه بسياري از کشورها و با توجه به مشکلات اقتصادي زيادي که کشور ما با آن مواجه بوده و دست ياري از هر سويي مي طلبد، ترويج و اشاعه مفهوم کارآ فريني، بستر سازي براي فرهنگ حامي کارآفريني و مهمتر از همه تربيت افراد (به ويژه تحصيلکردگان) کار آفرين سازماني براي تمامي جوامع به خصوص براي جوامع در حال توسعه اي مانند ايران ازاهميت وضرورت حياتي برخورداراست  .